مساله اینست!!!
این آرزوها، کمی بیشتر یا کمترشان، خواسته های کاملا به حق و منطقی هر جوان 27 یا 8 ساله ی ایرانی است. اما مشکل کار کجاست که اکثریت ما جوانان هنوز نتوانسته ایم به این خواسته های بر حقمان برسیم؟ می دانم که صحبت از یک مشکل تکراری می کنم و دردهای کهنه ی خیلی هایمان تازه می شود. اما اهمیت موضوع برایم به قدری است که نمی توانم از بیان این مساله حتی با وجود تکراری بودنش چشم پوشی کنم. نمی خواهم به وظایف دولت و جامعه یا هر عامل خارجی برای تامین رفاه جوانان اشاره کنم. چرا که هر کداممان می توانیم لیست بلند بالایی از وظایف دولت و راهکارهای اجرایی توسط مسئولین برای رفع مشکلات مردممان بنویسیم. اما مساله اینجاست که این طومارها راه به جایی نمی برند و به قولی برای فاطی خانم شلوار نمی شوند.
من به دنبال راه حلی هستم که تنها متکی بر فکر و عمل خودم باشد.
فکر می کنم راه حل اولمان کمی فکر است و اندکی چاشنی نگاه منطقی. اینکه ما نیازها و آرزوهایمان را اولویت بندی کنیم و نخواهیم ره صد ساله را یکشبه طی کنیم و برای حل مسائل مان زمان مناسب و منطقی در نظر بگیریم. برای رسیدن به هدفمان پافشاری و تمرکز کنیم و از هزینه ها و خرجهای اضافی بپرهیزیم. با مشورت با افراد موفق دور و برمان راهها و روشهای موفق تری برای مشکلمان پیدا کنیم.
برای مثال وقتی که 20 میلیون تومان پول بی زبان را برای رهن کردن یک آپارتمان معمولی یا 700، 800 هزار تومان پول ناقابل را برای اجاره کردنش می پردازیم، با اندکی تامل می توانیم با این پول صاحب خانه شویم. خوب چگونه؟ در حال حاضر گرفتن 18 میلیون وام مسکن بعلاوه ی 7 میلیون وام خودرو و 5 میلیون وام ازدواج برای هر زوجی شدنیست. یعنی می شود 30 میلیون وام با اضافه ی 20 میلیونی هم که خودمان داشتیم در مجموع می شود 50 میلیون. که یک آپارتمان نقلی 50 متری هر جا که باشه می توان خرید... یا اصلا 10، 12 نفر از دوستانتان را جمع کنید و شریکی زمین بخرید و چند واحدش را پیش فروش کنید و با پول پیش فروششان بقیه ی واحد ها را بسازید...یا به هر حال یک فکر کارآفرینانه در این مایه ها.
مشکل مسکنتان را که برایتان حل کردم بقیه ی مشکلاتتان را هم ...



































.jpg)













.jpg)








